برگرديم به نوع ديگري از سلاح گرم‌. در كتاب طبيعت تأليف كنراد مگنبرگي و درباب چاره‌ٴ بدبختي تأليف پترارك‌، كه هر دو مربوط به اواسط سده‌ٴ چهاردهم است‌، اشاراتي به اسلحه گرم‌ وجود دارد.
بحث ما درست همان وضع عجيب ساعت را دارد. ما تقريباً مطمئنيم كه در ربع دوم اين قرن‌ اسلحه‌ٴ گرم يعني توپ‌هاي كوچك به‌كار مي‌رفت‌، ولي در هيچ‌كدام از موارد بي‌شمار قادر به‌ اثبات كامل آن نيستيم‌. در بايگاني‌ها و وقايع‌نامه‌هاي انگلستان‌، فرانسه‌، اسپانيا، ايتاليا، آلمان‌، فلاندر و غيره ذكر آن وجود دارد. نخستين سلاح‌هاي گرم خيلي ناكارآمد بودند و چندان توجهي‌ را، چه از نظر نظامي و چه از نظر رواني‌، برنمي‌انگيختند. انقلاب ناشي از كاربرد آنها بسيار كند بود و تا سده‌ٴ شانزدهم كاملاً تحقق نيافت‌. دلايل غيرمستقيم اين كندي را مي‌توان از رواج فراوان‌ زره دانست‌. روزي فرا مي‌رسيد كه ديگر اين زره‌ها افراد و اسبانشان را حفظ نمي‌كرد، ولي تا آن‌ روز هنوز فاصله‌ٴ زيادي بود و دوره‌ٴ 1400 ـ 1550 عصر زرين زره بود.

يادداشتـي دربـاب ظـروف‌ريـزي‌

در سده‌ٴ چهاردهم فن ساختن اشيا از مس‌، برنج و مفرغ به سطح والايي از رواج و كيفيت رسيد. اين كار اصلاً تازگي نداشت‌. چون مفرغ‌سازي به دوران پيش از تاريخ مي‌رسد و صنعتگر سده‌هاي ميانه آن را از روم باستان و اسكانديناوي اقتباس كرده بود و در زمان ازدواج شاه‌دخت‌ تئوفانو با امپراتور اوتوي دوم در سال 972 (مقدمه 1، 645)، يك انگيزه‌ٴ بيزانسي هم بدان افزوده‌ شد. تئوفيل كشيش (دوازدهم ـ 1) آن را با تفصيل فراوان شرح داده‌؛ او هم‌چنين نخستين اروپايي‌ است كه گزارشي از ناقوس‌ريزي داده است‌.1
اين هنر در زمان تئوفيل به شكوفايي تازه‌اي رسيده بود، به‌ويژه در شهر دينان بر كرانه‌ٴ رود موز؛ به‌همين سبب فن ظروف‌ريزي به ديناندري موسوم شد. در ميان نخستين يادگارهاي‌ ظروف‌ريزي واقعي ظرف آب مقدس كليساي سن بارتلمي از لي يژ و بخورسوز ليل است كه هر دو به رنيه زرگر اهل هُي‌ْ (آغاز سده‌ٴ دوازدهم‌) منسوب است‌. در اواسط سده‌ٴ سيزدهم برتري‌ صنعتگران دينان ضرب‌المثل شده بود2 و اتحادشان با اتحاديه‌ٴ هانسايي (مقدمه 2، 1924)، به‌


1. در اين فصل از سنت مستقل صنايع مشابه در خاور دور چشم پوشيده‌ام‌. ولي مي‌توان از پيكره‌ٴ عظيم بودا يا دائي بوتسو به بلندي 16 متر كه در سال 750 در نارا برافراشته شد و پيكره‌ٴ ديگري به ارتفاع 15 متر در سال 1252 در كاماكورا ذكري كرد. در مغرب چيزي قابل قياس با آنها نبود.
(W. Gowland: The art of casting bronze in Japan (Smithsonian Report fot 1894, p. 609-51, 7 pl 
2.حتي در آن زمان هم شاه‌كارهاي درخور تحسين در نقاط مختلف ساخته شده بود. مثلاً مي‌توان شير عظيم بورگ پلاتس برونسويك را ذكر كرد. گفته مي‌شود آن را در سال 1166 هانري شير برافراشته است (در 1618، 1858 تعمير شده‌). احتمالاً صنعتگران ساكسوني آن را ساخته‌اند. شبيه آن را مي‌توان در موزه‌ٴ ژرمني‌ كمبريج ماساچوست ديد. مفرغ‌هاي قديمي مورد نظر نيست‌.
درمورد ناقوس‌هاي كره‌اي نك .E. M. Cable (Transactions Korea branch, RAS, 16, 1-45, 53, 1925), with map